۱۳۹۰ مرداد ۲۲, شنبه

تنهاکادرهای با احساس وحزبیهای دور اندیش ،وحدت را از شکست نجات داده میتوانند

زبی دردان علاج درد خود خواستن بدان ماند 
که خاراز پا بیرون آرد کسی با نیش عقرب ها 

« پیشنهاد ما به اهل درد واحساس است،نه به بی دردان »

عزیزان همسفر وهمسنگر،فرزندان دردورنج ،فداکاران ومشتاقان راه سعادت مردمان زحمتکش وطن! 

شمارا طرف خطاب قرارمیدهیم ،وبادرد دل کردن با شما،که نیرو و بازوی توانای حزب ونظام مردمی دیروز بودید ؛شماهائیکه هرکدام تان ده ها بار به جبهات بی برگشت شتافتید،بارها بامرگ دست وپنجه نرم نمودید،یکروز به سعادت شخصی وخانوادگی تان فکر نکردید، خوشی وپیروزی تان را درسعادت زحمتکشان وطن ورهایی کارگران ،دهقانان وتمام طبقات واقشار تهیدست وطن وحتی جهان، مربوط  ساختید،سمبول تقوا،اخلاق،رفاقت،صمیمیت وتواضع بودید،بهترین یاران واعضای خانواده های شریف تان را برای نخشکیدن ریشه ها ودرخت بارور انقلاب فداکردید، درموارد متعدد تمام توان،استعداد وخلاقیت های انکار ناپذیر تان ،ازطرف تعدادی از افراد وشخصیتهای غیر طبیعی وتاکنون فعال ،نادیده گرفته شد وقربانیها وقهرمانیهای شما را به بحسابهای خودشان (محاسبه وراپوردهی)کردند ،امتیاز گرفتند،وحزب مشترک وقهرمان مارا به خاطر تصفیه حسابات شخصی،فرکسیونی، قومی وزبانی خودشان،چند بار (بمانند قالینهای بزرگ وتاریخی ارگ وشورای وزیران،که بوسیلۀ مجاهدین پیروزمند(!)بنام غنیمت از(کفار!) پارچه پارچه نموده و دربین خود تقسیم کردند)؛ بیرحمانه توته توته ساختند، وتاکنون به این اقدامات شنیع شان ادامه میدهند، وهنوزباعدم ترک اشتباهات بزرگ قبلی،عدم ابراز ندامت وباسفید چشمی خاص و سزاوار خودشان، برحجم دوسیه های خطاکاری شان می افزایند ، توجه جدی تانرا برای نجات حزب ازطریق واردشدن به صحنۀ عملی دردست گرفتن ابتکار، برای آن معطوف میسازیم ،که این شمائیدکه تا هنوز پرچمداران راستین آزادی،استقلال وعدالت اجتماعی دروطن هستید،وحزب مشترک وسرنوشت مجموع رفقا بشما متعلق است. 

امروز نیز بعد آنهمه دربدری،بیوطن شدن وسرگردانی تعدادقابل ملاحظۀ رفقا، روشنفکران ومردمان ترقیخواه وعادی وطن،بعد سیطرۀ چندین نوع از بنیادگرایان وحلقات وابسته به ارتجاع مذهبی پاکستانی،عربی وجهانی،خرابی وبربادی میهن واستیلای نظامی- سیاسی امریکا وشرکایش برافغانستان ،این شمائید که در پیشاپیش همه افراد بااحساس ووطنپرست ،بخود می پیچید ونگران سرنوشت زادگاه مشترک مان هستید،وبائیست راه نجات وطن وبرجسته شدن نقش وجایگاه حزب ما وجنبش ترقیخواهی وعدالت گستری را بیشتر ازدیگران جستجو کنیم. هرحزبی با وجدان وبا احساس، بخوبی درک میکند، که شما راهیان راه خوشبختی وسعادت زحمتکشان وسربلندی وآزادی واقعی وطن ،ازپاشیده شدن صف واحد رزمندگان بی بدیل حزب ما متأثر هستید، ورنج وغم دوری ،خانه جنگی وافتراق امروزی رفقای همنبرد تانرا،بدون کم ترین شک وتردید، این شمائید که با گوشت وپوست تان احساس میکنید، وخودرا درون خورساخته اید،وده هاتن ازبهترین های ما، که تحمل این همه مصائب وبجان هم افتیدنهای همرزمان شان را نداشتند،باشیوه های مختلف یابازندگی وداع کردند ،ویا اینکه دربدترین حالات مریضی وگوشه گیری بسرمیبرند، وبجای ابراز همدردی ومواظبت رفیقانه ، با نیش کین وطعنۀ افراد بی احساسِ گویا خودی (جوکران سیاسی) ایکه عندالضرورت ازطرف اختاپوتیان به اجاره وکرایه گرفته میشوند، نیز مواجه میگردند. 

ما،فریادگران همسویی ووحدت صادقانۀ رزمی،وطنپرستانه وصادقانۀ همه مبارزین ،حلقات،احزاب وگروه های رفیق وقریب در تفکروموضعگیری های ملی،سیاسیی سرنوشت ساز برای وطن مشترک مان، باردیگر وبرسبیل عادت وسنت ارزشمند همسویی ورفاقت،به شما کادرهای گرانقدرومبارزین راستین مراجعه میکنیم، وازشما میخواهیم که بعد خوانش سطور زیرین که بیانگر گوشه های ازحقایق تلخ موجود درداخل احزاب وگروهایی که تعدادی از رفقای شریف ودلسوز ما، ایشان راباوجود همه خراب کاری هاوبحران آفرینیهای روبه تزایدشان،تاهنوز احزاب (برادر ورفیق) میخوانند، قضاوت کنید وبعدأسطح توقعات وانتظارات تانرا درعرصه های مختلف مشخص وبه این گروه ها ورهبران(!) که تاهنوزخودرا (ناجی)قلمداد میکنند، اعتماد نمائیدوسرنوشت تانرا بااین احزاب ورهبران علنی ومخفی آن بعداً( گِرِه ) بزنید. 

رفقای گرامی!

زحمات همگانی وطولانی مدت درراه تأمین وحدت دوحزب، که آنرا (حزب واحد)نام گذاری کرده اند،واینکه این وحدت احتمالی وهرلحظه به شکست مواجه بودن،بتواند سرآغازوحدت ویا اتحاد وسیعترهمه رفقا وسائر نیروهای ترقیخواه عدالت پسند گردد؛ ازاین سبب بیشتربه خوابهای شرین شباهت دارد، که نه تنها دستان مداخله گر وطماع بدنیت، اعمال نفوذ میکنند، بلکه درداخل وطن ودربین حلقات کادری وحتا صفوف این دوحزب ،شور وشعف وحدت طلبی، فداکاری ، گذشت ،عطشِ یکجا شدن، قربانی دادن و بسته کردن دریچه های تخریب، کم زدن وخواروحقیرشمردن، تهمت زدن علیه رهبران ورفقای حزب طرف مقابل،کمتربمشاهده می رسد. 

اگر وسایل و اقدامات خورد وبزرگ رفتن بسوی کنگرۀ وحدت،باهمین طعنه زدنها واتهامات موجود درصحنه(نه درمطبوعات)وبا اینهمه بیتفاوتی وسردی ادامه یابد، وطرفین ازبین تیم های خارجی وداخلی یکدیگربادادن امتیازات ویا وعده های(مقام) سربازگیری کنند، و مسؤلین واعضای هردوحزب بخواهند که درکنگره نه تنها اکثریت باشند ،بلکه کاندید های شان اکثریت مقامات کلیدی حزب آینده رااشغال کنند، وقبلاًبا همین روحیۀ غیر سالم وغیردموکراتیک آماده شده وبه کنگرۀ احتمالی گسیل شوند؛آیا ،ده ها مرتبه بهتر نیست که چنین کنگره وچنین وحدت میکانیکی وظاهر فریبانۀ،اصلاً دائرنگردد،و عملی  نشود. زیرادرصورت عدم تحقق وحدت صادقانه وختم نشدن فرکسیونهاودسته بندیهای موجود،بحران انشعابی ومتفرق شدن آینده، رقابتهای موجود را درسطح دشمنی ارتقا خواهد داد، و این جفای عظیم وغیر قابل بخشش دیگری درحق حزب و اتحاد رفقاخواهد بود.

این درست است که من و(ما)سالها فریادوحدت طلبی را سردادیم، ورنج ومحنت این اقدام شریفانه رابادل وجان قبول کردیم،توهین شدیم وهرچه درتوانِ یکه تازانِ خودمحوروجاه طلب بود ،علیه ما دریغ نکردند.اما، آنچه را درزمین وطن ومبارزه درک میکنم ، وبه چشم سر مشاهده مینمایم ، باراپورهای سرکاری ،فریبنده ومشغول سازِاغواگر،اززمین تا آسمان فرق دارد.اگر دستان توانمند مبارزین صادق وحدتخواه، داخل صحنه نگردند، جوانه های امید وحدت بزودی دراین آفتاب سوزانِ وحدت ستیز میخشکد. ازدیدِمن وهزاران کادرقدیمی ایکه دروحدت سال 1356،نقش وسهمی داشتیم خوب بخاطردارم، که بعد شنیدن توافق شفاهی رهبران خلقی وپرچمی برای امضای سند وحدت، اشک شادی ریختیم وازخوشی بسیارآبدیده های مان جاری بود.اکنون آن تجربۀ تاریخی ی پرخاطره وبعداً دردآلود رابرای آن متذکر میگردم ، که احساسات چیزی وحقائق چیز دیگریست. 

باکمال تأسف بعد آن وحدت خلقیها، (خلقی ) وپرچمیها،(پرچمی) باقی ماندند، وآن وحدت خام ودرمواردی تحمیلی، باعث بسا بدبختیها وخونریزیهایی گردید،که تاکنون این دوجناح اصلی واساسی حزب،باوجود دادن ده ها هزار قربانی درنبرد بخاطر دفاع از حاکمیت مشترک، و تحمل دردها ورنجهای فراوان،درحالیکه هرکدام شان برای کسب قدرت ویا تحت نام زنده ماندن، بانیروهایی متحد شدند، که تا حال نمیتوانند، به سوالات مختلف اعضا ومردم پاسخ دهند ویا جبران اشباهی را بنمایند، که هرگز جبران پذیر نیست.ولی دربین خود دشمن باقی مانده اند.که جداًتأسفبار است.

پس ، نباید آن تجربه را تکرا کنیم. لذا، اگر وحدت بین حزب نهضت فراگیر ومتحد ملی، یک ضرورت وناگزیریی ناشی ازجبر(زمان) ویا جبر وفشاررفقااست،باید با نیتهای صادقانه، باخودگذری وفداکاری ،برای تدویر آن به پیش برویم، نه با اقدامات وسیع زیرزمینی ،خریداری ویا تطمیع اعضای شرکت کننده درکنگره وبدون طرح پیش شرطها واینکه کیها باید درفلان جاها (جلوس) فرمایند،باید کنگره دایر شود. مرا عقیده براینست، که اگر رفقای مسؤل هردوحزب وتیم مشترک کاری تدویر ودعوت کنگرۀ وحدت، بن بست موجودرا درک میکنند،بهترین راه آنست که یکی ازشحصیت های  طرف اعتماد اکثریت رفقای حزبی،صاحب صلاحیت سیاسی، نیک نام وغیر دخیل درمعاملات وبازیهای فرکسیونی راولودرتیم فعلی رهبری وحتا شامل تشکیلات هردوحزب نباشد،برای آن دراین مقام (رهبری حزب واحد)درنظر بگیرند، که هدف ساختن حزب نیرومند وفعال سیاسی است، نه حتمی بودن این ویا آن رفیق درمقام ریاست حزب واحد، که باعث جنجالها وکشید گیهای جدید وغیر قابل علاج بعدی گردد.اینرا نیز باید متذکرگردم که باوجود تأخیر زیاد درکارکنگرۀ وحدت وپشت پا زدن به ده ها اعلامیۀ مشخص ساختن تاریخ تدویرکنگره،ازدیدمن ، موارد متعددی وجود دارند که اصلاًدرحل ویاتحقق آنها اقدام نشده است. 

یکی ازمهمترین موارد،تقارب فکری،سیاسی واحساس رفاقت دربرابر یکدیگر وختم پروژه های تخریبی گذشته است . عامل مهم دیگربازدارندۀ وحدت،ادعاهای هردو حزب درمورد داشتن اکثریت درولایات ومرکز است.باید پرسیده شود که رفقای گرامی وحدت کننده: اگرهدف تان واحد است،موضع سیاسی،افتخارات وپیشینۀ فکری وحزبی  مشترک دارید،پس این چانه زنیها وتعلل درتدویر کنگره برای چیست؟ وکیها ازآن، جز دشمنان مشترک داخلی وخارجی ماومردم ما،بهره مند خواهندشد.

آیا، ممکن است که کنگرۀ دائرشود، ولی تمام فیصله ها مطابق میل وهدف از پیش تعین شدۀ یکی ازطرفین وحدت کننده،تحقق یابد. آیا، چنین اجتماعی را میتوان کنگرۀ وحدت وساختن حزب واحد قیمت داد، ومطرح شدن قوتمند درجامعه ،پیشقراولی مبارزات دموکراتیک ورستگاری ومؤفقیت سیاسی را ازچنین حزبی، انتظار داشت، که بعد فیصله های چنین کنگرۀ تشکیل میگردد.؟

ازآنجائیکه درآشفته بازاررفاقت وهمسویی، ادعاها،لاف وگزافه گویی، سیاست(منم ومائیم)جای سیاستهای بزرگِ احساس مسؤلیت وفداکاریهای آگاهانه را گرفته است، واین حالت دربین بهترین های احزاب موجود حاکم است،شما درمورد سائر گروه ها وحلقات گویا رفیق ، میتوانید بخوبی حدس بزنید وقضاوت کنید،که وضع آنها ازچه قرار خواهد بود.بدون شک وضع بدتر دارند. بدون شک خودخواهیها،تقویت کیش شخصیت،سندسازی تعلق برهبران فقید وگذشته ،آنهم فقط برای بهره برداریهای سیاسی- تشکیلاتی، تداوم مداخلات افراد درکمین نشسته ومخالف وحدت رفقا چه دشمنان وچه خودیها (!)، حمایت های افراطی تعدادی از اعضای احزاب درحال وحدت از تشکیلات ورهبرانی که خود به آن منسوب اند، نه ازتفکر، اهداف سیاسی ومواضع مشترک عقیدتی دیروز وامروز، عدم درک وظایف ورسالتهای وطنپرستانه وملی درشرایط دشوار کنونی،ترس ونگرانی تعدادی از کادر هائیکه درمقامات بالایی این احزاب که دروقت تشکیل حزب،بدون عاقبت اندیشی وضرورت قرارداده شده اند،ازاحتمال عدم ابقا درموقف های فعلی شان، عدم کارلازم سیاسی دربین اعضای این دو حزب، برای زدودن آثار تبلیغات خصمانه ونامحدود قبلی علیه همدیگر در پروسۀ جلب وجذب وسرباز گیری، تلاشهای قبلی بعضی از حلقات مربوط برای وابسته ساختن هرچه بیشتر اعضا به رهبران وفرکسیونهای قبلی ،عدم مجهز ساختن تعدادد وسیعی از رفقا به درک وفهم تغییرات وتحولات دموکراتیک درساختارهای تشکیلاتی ونحوۀ برخورد به قضایای جهانی،محدود ساختن زمینۀ انتقادات ونظریات سالم درداخل تشکلها،بغرض تکان نخوردن آبهای(ایستادۀ)فکری وتشکیلاتی، افراط کشنده وغیر رفیقانه درامر تخریب و وارد کردن تهمتهای خیانت وحتی معاملات پنهانی با ستمگران جهانی وارباب داخلی، علیه شخصیتهای مهم طرف وحدت وده ها مورداشتباه وتخریبهای عمدی علیه یکدیگر شان،باعث میگردد ،که پروسۀ وحدت نه تنها به کندی مواجه گردد،بلکه احتمالاً به بن بست جدی مواجه شود.چون هیچ طرفی تاکنون درمورد صداقت،رفاقت ،ارزش ونقش سیاسی واجتماعی طرف مقابل، برای صفوف وحامیان شان، نه تنها تبلیغ وکارسیاسی مفید ورفیقانه انجام نداده اند، بلکه (تنورداغ) دشمنی وتهمت علیه یکدیگر شان، زمینۀ مساعدی را برای حریفان ومخالفین ،غرض پختن نانهای دلخواه شان ،مساعد کرده است. 

درچنین اوضاع وشرائطی، تنها نیرووقوتی که میتواند،وحدت را ازتخریب وفروریزی   نجات دهد، کادرهای واقعاًحزبی ومبارز هردو حزب وسائر رفقای طرفدار وحدت همگانی همرزمان ودلاورمردان رزم وپیکارهای طولانی مدت وپرازدشواری مشترک ما میباشند، درغیر آن من وضع را برای تحقق وحدت وکنگرۀ که درانتظار برگزاری آن هستیم،وبه ابلاغیه ها واخبار حکومتی گونۀ سایتها، بسنده میکنیم ، مطلوب نمی بینم.

دراخیر،یکباردیگربالای پیشنهادات قبلی خود تاکید کرده میگویم:

رفقای گرامی! کادرهای ارجمندِ وحدتخواه وغیرعلاقمند به تداوم کار فرکسیونها ومخالف سیطرۀ فرکسیونبازان برمقدرات حزبی وسیاسی مشترک مان : شمارا باردیگرطرف خطاب قراداده میگوئیم : اگر بزودی نجنبید، نه تنهافردا دیر خواهد بود؛بلکه فردایی برای عملی شدن اینکار بزرگ واین آرزومندی وجود نخواهد داشت . 
وحدت رفقارا ازخطرناکامی و نابودی ،باید نجات دهید !

بادرودهای گرم:جلیل پرشور

۱۳۹۰ مرداد ۱۲, چهارشنبه

باطل اعلام کردن نتایج انتخابات 27سنبله،یگانه راه جلوگیری از بحران وتشدید بی امنییتی

دوستان محترم!
این یادداشت را برای آن نشر کردم ، تاتعدادی از روشنفکران درمورد انتخابات اخیر ولسی جرگه ،از فاصله های دورقضاوتهای  بیمورد وغیر واقعی نکنند، وبه عمق خیانتها وتقلبهای انتخاباتی پی ببرند.

دراین مورد مطالب فراوان وحقایق انکارناپذیر متعددی وجود دارد،که به اطلاع شما خواهد رسید.
جلیل پرشور
*************************************************************
دلایل کاندید وکلای معترضِ خواهان بطلان نتایج انتخاباتِ پر ازجعل وتقلب (28سنبلۀ 1389)ولسی جرگه
بنام خداوند عادل وتوانا !

بمقام محترم.....

احتــراماً، بعرض میرسانیم که:
ما،کاندیدان معترض برجریان ونتایج انتخابات اخیرولسی جرگه،ده ها باربصورت جمعی وصدها مرتبه بطورانفرادی،اعتراضات ما ن را بااسناد ومدارک قوی،درمورد زیرپاشدن قانون اساسی،قانون انتخابات ونورمهای قبول شدۀ دموکراسی وآزادی انتخابات، بمراجع ذیصلاح انتخاباتی، اجرائیوی،قانونی،حقوقی،قضایی ومدنی افغانستان وکلیه مراجع اثرگذارخارجی وداخلی،شامل ومرتبط درمسایل انتخابات تقدیم کرده، وبنابرعمق خیانتها وجعل وتذویرخارج از تصور وامکان درپروسۀ انتخابات وعدم مقدور بودن پاکسازی این پروسۀ ملیی قصداً به بیراهه وخیانت کشیده شده ، ازطریق بازشماری وملمع کاریهای شکلی ،فریبنده وپرسروصدا، ولی بی اثر برای تطبیق عدالت وتنفیذ قانون،خواهان باطل اعلام کردن نتایج آن انتخابات تقلبی، قبلاًمهندسی شده وبحران آفرین گردیده بودیم .
باکمال، تأسف درارگانها ومقامات عالی رتبۀ که ما از ایشان طلب عدالت وتطبیق قانون را مطالبه کردیم، کسانی نبودند، که به آن فریادهای دادخواهانۀ ماگوش فرامیدادند، وباعث تعمیق بحران وتقابل فعلی سیاسی وبه خطرافتیدن امنییت وطن وانقطاب عمیق  ارگانها و نهادهای دولتی (حقوقی- قضایی، تقنینی )ومردم نمی شدند.
ما،درتمام یادداشتها واعتراضهای نوشتاری،زبانی وارائۀاسناد تصویری درمورد عمق وپهنای جعل وتذویر درانتخابات 27 سنبله این موارد ودلایل را برای باطل اعلام کردن نتایج آن نمایش بظاهر قانونی، بانمایش دموکراسی،اما، جداً فریبنده وپر مصرف بنام انتخابات(پروسۀ ملی!)بارها متذکر گردیده ومطرح کرده بودیم ،که هرگز طرف توجه قرارنگرفت .اکنون بسیاری ها به این اعتقاد رسیده اند، که برای جلوگیری از بحران عمیق اجتماعی، نفاق ملی وغوطه ورنشد ن درجنجالها ومشکلات حل ناشدنی،راه بهترومفیدتری از باطل اعلام کردن کلی نتایج انتخابات 27سنبله 1389،وجود ندارد.درغیرآن ،هر تغییری درترکیب اعضای ولسی جرگه ،ازطریق داخل ساختن افراد جدید مستحق ویا (کارسازی شده بوسیلۀ بالابردن تعداد آرای بعضیها بصورت فرمایشی) ،تقابل فعلی  راازسطح تهدیدات ورجز خوانیها ،به اقدامات عملی ی ناگزیروپراز مخاطره خواهد کشید، که به هیچ وجه با منافع مردم ودولت فعلی،خاصتاًدر شرایط کنونی در مطابقت قرار نخواهد داشت.
انتخابات 27 سنبلۀ1389 ولسی جرگه، باهیچ معیار،توافق واصول جهان شمولِ کشورهای دارای نظام دموکراسی درمورد انتخابات،وحرمتگذاری به حقوق شهروندی، قانون اساسی وقانون انتخابات، موافق نبود،وبه حیث بدترین نمونه در تاریخ انتخابات وطن ما،باید ثبت تاریخ گردد.
درآن انتخابات پرمصرف وبیمعنی،که فساد اداری، زورگویی،تقلب،خویشخوری وجانبداریهای قومی وسمتی بجای قانون وعدالت   حاکم وتصمیم گیرنده بود، مواد (33،51،56،82،84،121،122،124و134) قانون اساسی ومواد(3،57،62،63،و65)قانون انتخابات ،عمداً زیر پاهای زورمندان ویاغیان مافوق قانون ،خورد وخمیرگردید.ازین رو آن انتخابات باید،قانوناًباطل گردد.
درابن زمینه میخواهیم که باصراحت ابراز نظر نمائیم که: شخص آقای حامد کرزی رئیس جمهور،جمهوری اسلامی افغانستان، درشکل گیری این بحران وتعمیق این بن بست برای آن نقش دارد، که نخواست ویا نتوانست به تعهدات، مکلفیتها، وعده ها و وظایف قانونی خود،عمل کند. اگر جناب ایشان ولی جرگه را افتتاح نمیکرد،هرگز چنین رویاروییها وزمینه های کشمکش سیاسی دربین گروه های مختلف بوجود نمی آمد،ووطن به این بحران شدید سیاسی مواجه نمی شد.
علاوه برآن ،دلایل بطلان انتخابات شامل این موارد است.
1 : زورگویی وتهدیدات قبل از آغاز انتخابات ازطرف تفنگداران وثروتمندان شامل کمپاین.
2 : آوردن ملیونها قطعه کارت جعلی انتخاباتی از پاکستان وتوذیع آن دربین مردم از طرف تقلبکاران.
3 : توذیع نامحدود پول ،تحفه وهدیه وتوذیع رشوتهای بی حساب ،بنام ذکات وخیرات ،درروزهای قبل از 27 سنبله ،برای کسب شهرت وجلب آرای مردم غریبی که متأسفانه به لقمه نانی محتاج شده اند.(این اعمال غیرقانونی وضداخلاقی،چیزی جز خریداری وبه زنجیرکشانیدن وجدانها وحق تعین سرنوشت مردم به وسیلۀ « چارکلاها »وهمدستان شان درکمیسیونهای انتخاباتی وادارات محلی،قیمت یافته نمی تواند.
4 : برعلاوۀ مسؤلین ارشد کمیسیونهای انتخاباتی مرکزی وولایتی ،هزاران کارمند محلات وسایتهای انتخاباتی، نه تنها با زورگویان، قلدران وقانون شکنان (کاندیدان وحامیان) شان ارتباط داشتند،همکاری کردند، وزمینه های جعل وتقلب را مساعد ساختند؛ بلکه این مفسدین وخائنین به قانون وتعهد وقَسَمی که برای صداقت اداکرده بودندوبه آن خیانت کردند،خوداز طرف کاندیدهای پولدار، ظالم وبی اعتماد نسبت به مردم ومؤفقیت شان،ازطریق دادن رشوت ،بصفت مسؤلین سایتها ومحلات، مقرر وجابجا ساخته شده بودند.سرنوشت انتخابات ،ازطرف همین تیم به بیراهه کشانیده شد، وازمسیرقانونی وملی خود خارج گردید.
5 : دورقمه بودن رنگ برای مشخص ساختن رای دهندگان ،که یکنوع آن رنگها،بدون زحمت از انگشتان پاک میگردید. این نقیصه،باعث آن شد،تا دارندگان وتوذیع کنندگان کارتهای تقلبی ،بوسیلۀ افراد خریداری شدۀ شان بتوانند، درهمکاری با مزدوران شان درداخل سایتها ومحلات ،چندین مرتبه رای بدهند.درحالیکه درصدها محل رای دهی بچشم سر مشاهده گردیده است ،که مراکز سیار وثابت برای شستوشوی رنگ ناخنها، ازطرف کا ندیدهای تقلبکار وقانون شکن، ایجاد وفعال ساخته شده بود، و کارمندان کمیسیون  انتخابات ومامورین امنییتی شاهد آن بودند، ولی هر گز مخالفت نمیکردند.
6 : یکی از اساسی ترین تخلفات قانونی ،نبودن لیست رای دهندگان هر محل بود. با استفاده ازاین کمبود بزرگ ،هرکسی را ازهر محل وولایتی ، (موترپُر) می آوردند،مثل جنس درمحل سایتها تخلیه میکردند ودرحالی که هرکدام این افراد خریداری شده دارای چندین قطعه کارت رای دهی بودند ، بدون مشکل داخل سایتها گردیده وبعد رای دادن دریک محل ،بسواری موترهای آماده به سایر سایتها اعزام میگردیدند،ورهنماهای وجدان فروش ای شبکه های مافیایی ، افرادرا با کارتهای جعلی،برگه های رایدهی ،آب وغذا،جیب خرچ وغیره مجهز میساختند ،رنگ انگشتان شان را درداخل موتر ها پاک کاری کرده وبه کاندیدان مورد نظر رای (شفاف وقانونی !!!!) کمایی میکردند.اکثریت آرایی داخل صندوقها ،چه قبل از بازشماری وچه بعد باز شماری،ازهمین نوع آرا میباشند.(درمورد آوردن افراد از سایر مناطق،کاندیدان معترض ولایت کنر،اسنادمعتبری دارند که ثابت کنندۀ آوردن تعدادبیشمار افرادکرایی، ازمناطق پشتونستان(آنطرف خط دیورند) میباشد)
7 : خریداری کارمندان سایتها ونبود لیست وعدم راجسترشدن افراد واجد شرایط رایدهی درهرمحل ،نه تنها سبب آوردن هزاران فرد (کرایی)ازولایات دیگروسایرمحلات خودولایت درهرمحل گردید، بلکه قانون شکنان وزورگویا ن که اکثراً اهلیت وشایستگی رفتن به شورای ملی را نداشتند،ودربدومرحله هیچ مانع قانونی دربرابر کاندیدشدن شان صورت نگرفت،توا نستند باثر همکاری نوکران شان درسایتها وصندوقهاومصارف فروان پول، زمینۀ آنرا مساعد سازند، تا هزاران نوجوانِ تحت سن قانونی،با استفاده از کارتهای جعلی،آرایی بیشماری را به صندوقها بریزند،که اکنون باعث لاف زدن ده ها کاندید جعل کاری شده است، که مدعی بدست آوردن هزاران( رای سُـچه !) وقانونی هستند.
8 : یکی از بزرگترین خیا نتهای دیگر در پروسۀ انتخابات ،بسته کردن محلات رایدهی درمناطق امن ولایات وارسال خارج از نورم صندوقها به محلات جنگی ویا قصداً ناامن شده در روز انتخابات،بخاطر زمینه سازی برای تقلب وقانون شکنی های نامحدود بود.این جفاها درحالی عملی گردید،که آغاز رایدهی درهزاران محل با تأخیر اقلاً دو- سه ساعت صورت گرفت وبابسته شدن یکی- دوساعت قبل ازوقت تعین شده ،سایتهای بیشمار را بنام نداشتن برگه های رایدهی ویا نبود امنییت بسته کردند.
درسایۀ آن پلان سیاه ،شرکای جرمی درسراسر افغانستان ،توانستند ده ها هزاررای غیر قانوی وجعلی را وارد صندوقهای خود بکنند، واکنون باکل بی حیایی وقسم به خدا وقرآن،خودرا (برندۀ انتخابات جامیزنند. این تیپ افراد درتمام تیمها وجود دارند . ازدید ما،جعلکاران،قانون شکنان ومجرمین انتخاباتی همه دارای عین قیمت اند، چه آنها در شورا باشند، چه دربین معترضین مؤفق اعلام شده از سوی محکمۀ اختصاصی،چه درکمیسیونهای انتخابات وسمع شکایات، چه درمیان کاندیدان معترض بطلان طلب ویا درجملۀ پرسونل سایر مراجع  .
9 : شکستاندن صندوقها ،نابود سازی آرای رقبا وپُرکاری مجدد صدهاصندوق رای گیری حسب دلخواه،درمحلات غیررسمی ازجمله درخانه ها، ادارات امنییتی، دفاتر مسؤلین ارگانهای محلی، باحوصله مندی تمام،نه فقط درروز انتخابات ،بلکه درروز های بعد انتخابات ،از موارد اصلی شکل گیری خیانت به قانون وآرا وانتظارات مردمان شریف وطن ما میباشد،که ازطریق این عملیه ،جفاهاوخیانت های زیادی  صورت گرفت، ولی پُرسان نشد.
10: توذیع ویا دقیقتر بگوئیم ، فروش برگه های رای دهی به کاندیدان پولدار،واسطه دار،سفارش شده وشامل لیست (پیروزمندان حتمی وتوافقی)،مارک کردن یکسان ومتعدداین برگه ها از طرف اجیر شدگان،به نفع اشخاص معین درجاهای دورترازمراکز صندوقها ویا دهلیزهای ساختمان هاوقرارگاه های انتخاباتی، که صدها جلد ازآن دفترچه های یکصد ورقۀ مکمل برگه های رای دهی راکه بامهر وامضای اداره و مسؤلین کمیسیون انتخابات مزین بود، وازدست جلابان واجیران گرفته شده،وبمقامات کمیسیون مرکزی وولایتی انتخابات ،لوی څارنوالی،ستره محکمه ومحکمۀاختصاصی وسازمانهای خارجی،نشان داده شده بودیم،ولی گویی اهمیت نداشت و حداقل اثرمندی را برای عطف توجه مقامات سبب نگردید .درحالیکه این بخش تقلب بر نتایج پروسه ، تأثر جدی و قاطع دارد، تاحال کسی بمردم ،معترضین ونهادهای قانونی وقضایی نگفت که این برگه های بسیارمهم و سرنوشت سازرا،کیها از کمیسیونهای مرکزی وولایتی خارج و آنهارا به حراج گذاشته ،ویا تحفه وخیرات گویا تقسیم کرده بودند .« تعدادی ازآن برگه ها وفلمهای برگه های مارک شده ،دراختیار ما قرار دارند».
11: زورگویان وجعلکاران درانتخابات برعلاوۀ شکستاندن صندوقها وپُرکاری مجدد آنها، به تعداد بیشتر از 910 صندوق را درمفاهمه با کمیسیون کاملاًمستقل وغیر جوابده انتخابات ،بمدت 51 روز بسرقت برده ودرنزد خود نگهداشتند. تا امروز کسی نگفت که آن صندوقهارا کیها ،بکدام هدف وبرای آوردن کدام تغییرات، به نفع کیها وبربادشدن کدام کاندیدها،مخفی کرده بودند؟ و چراتا حال هیچ مرجعی بشمول محکمۀ اختصاصی درمورد آن سخن نمی زنند  ؟
12: وقتی خود کمیسیون انتخابات ،( 1100 ) کارمند مجرم درپروسۀ انتخابات را به لوی څارنوالی معرفی میکند، چطور امکان پیداکرد، که محکمۀ اختصاصی بدون رسیدگی به این مورد بسیار مهم که اگر طرف بررسی قرارمیگرفت،بدون شک سرنوشت انتخابات را دگرگون میساخت ،هیچ تماسی نگرفت وقراری صادر نکرد، وصرف نتایج بازشماری اش را اعلان کرد وبس.
13: هرگاه تعدادی ازصرافان بجرم همدستی با کاندیدهای تخلفکار ،قانون شکن وآغشته به فساد درپروسۀ انتخابات ،ازطرف مقام لوی څارنوالی ،گرفتاروروانۀ زندان میگردند؛ آیا، خنده آوروعجیب نیست که متخلفین اساسی این قضیه،  تاهنوز آزاد وبا احترام میزییند،وازحمایت قانونی وسیاسی برخوردار میگردند.آیا ،قانون وحاکمیت میخواهند ازطریق فشار دادن وبه محاکمه کشانیدن اقشار پائینی جامعه ،عدالت را تأمین کنند؟. آیا، نظام بصورت کل، توان بازپرس از مجرمین درجه اول واصلی را ندارند؟.
درصورتیکه کمیسیون سمع شکایات،باوجود ( کـَر) بودن ونداشتنن چشم بصیر،عدالت نگر، بی غرض وتیزبین درامر بررسی پروسه وشکایات متعدد انتخاباتی، بیشتر از 413 کاندیدولسی جرگه را که دربین آنها(59) نفر از کاندیدان پیروز اعلام شده نیز وجوددارند،غرض تحقیق به لوی څارنوالی معرفی میکند،جانداشت که این مورد بسیار مهم به بررسی قضایی گرفته میشد ومردم باخبر ساخته می شدند که درپروسۀ انتخابات چی گذشته است.
آیا،مستحق دانستن 21 کاندید متخلف وجعلکاری که باثر عرایض متعدد وارایۀ اسناد ومدارک انکارناپذیر از طرف معترضین،به کمیسیون سمع شکایات، ازطرف آن کمیسیون ازلیست نهایی (بَـرِندَگان) حذف گردیدند،عدالت است؟. چرا محکمۀ اختصاصی در این زمینه با(جمع کردن اضداد)پوز عدالت گستری میرود.!
14: برای ما، جای تعجب است که چطور به صدها سندمعتبربازگوکنندۀ صریح قانون شکنی وتقلب درانتخابات،نه تنها ازطرف کمیسیون های انتخابات وسمع شکایات توجه  نگردید،بلکه محکمۀ اختصاصی نیز که دراثر مبارزۀ طولانی ما معترضین تشکیل گردیده بود،به شکایتها ،عرایض واسناد ارایه شدۀ ما دربارۀ صدها مورد خیانت وجعل وفریب درپروسۀ انتخابات،رسیدگی لازم نکرد،وتنها به شمارش مجدد اوراق رای داخل صندوقها که بخش ناچیز ،آخری وغیر اساسی وظایفش بود، اکتفا کرد.درحالیکه ما به حقیقی بودن وبی غل وغش بودن آرای اکثرصندوقها باورواطمینان نداشتیم و نداریم ،وبخش اساسی آرای چندین هزارعددی متعلق به بسیاری از کاندیدان را، بروی اسناد تقلبی وغیرواقعی میدانیم .

15: دراکثرمناطق مدت رایدهی کمتر از 4 ساعت بود. هرگاه اوسط مدت رایدهی یک نفررا(5)دقیقه قبول کنیم،برای به صندوق انداختن آرای موجود گیچ کننده از لحاظ ارقام(اعلام شده از سوی کمیسیون ومحکمۀ اختصاصی )اکثرولایات که ازامنییت نیز برخوردارنبودند ویا مردم اصلاًبه پای صندوقها نرفتند،چندین شبانه روزبکاربود. در اینصورت اگر کارکمیسیون مرکزی وکمیسیون سمع شکایات دقیق،مسؤلا نه وقانونی میبود،وبازشماری محکمۀ اختصاصی نیز با دقت ،کارشناسانه وعدالت کامل صورت میگرفت، چطورهیچ کدام شان متوجه این نقیصۀ بزرگ نگردیدند، ودرمورد جعلی بودن آرای داخل صدوقها ،هیچ ابرازنظری نکردند،ونپرسیدندکه اینهمه آرا درصندوقها ازکجا شد؟وچطور درصدها صندوق از 600 الی یکهزار رای با مارکهای یکسان جابجا گردیده وعاملین آن، کیها اند.
16: حقیقت این است که، شمارش قبلی (ازطرف کمیسیون انتخابات)وبازشماری (ازطرف محکمۀ اختصاصی)،کدام کمال ومعجزه نبود ونیست. مهمترین وظیفه و مکفیت بازشماری این بود،که تقلب وجعل را ثابت میکرد ،ومستحقین واقعی ودارندگان آرای شفاف وحقیقی داخل ولسی جرگه و معترضین را ازجعلکاران ودارندگان آرای تقلبی تشخیص میداد، تاحق وعدالت تأمین میگردید.این تفکیک برای آن بسیارضروری واکیداً اجتناب ناپذیر بود واست،که آرای بیشماری درروزانتخابات وروزهای بعدی آن،ازطرق غیر قانونی ،ازجمله باثر شکستاندن صندوقها ،تلف کردن آرای رقباوپُرکاری مجدد صندوقها،ازطرف تعدادی از کاندیدان،بحمایت معامله گران کمیسیون های انتخابات وافرادی درحکومتهای محلی،در صندوقهاجاسازی گردیده بود.
17:  لذا، شمارش آرا واعلان مؤفقیت این کتگوری افراددرقبل، ویا درنتیجۀ بازشماری فعلی وحتی بعدی اگر(ازطرف محکمۀ محترم استیناف وحتی مقام محکمۀ تمیز) نیزصورت گیرد،به هیچ وجه تأمین کنندۀ حق،عدالت وقانون نخواهد بود،ورفع شکایات متعدد مارا کرده نمیتواند،چون اصل مشکل، درواقعی بودن وقانونی بودن آرای داخل صندوقهاست، نه درشیوۀ شمارش آرا واینکه چقدرغلطی  درشمارش کمیسیون انتخابات وجود داشته وچه تعدادآرای قرنطین شده ویاطرف اغماض قرارگرفته است، وباردیگر شامل پروسۀ شمارش آمده است، ازاهمیت چندانی برحوردارنیست.دراین زمینه آنچه اهمیت پیدا میکند،اینست که کمیسیون مستقل انتخابات طرف تحقیق قرار گیرد،که چرا بخشی از آرای کاندیدان را مورد شمارش قرار نداده بودواکنون باید جواب بدهد که چرا  بین ارقام اعلان شدۀ کمیسیون وارقام بازشماری شده از سوی محکمۀ اختصاصی،درمورد همه وکلای پیروز اعلان شده ومعترضین، فرق فاحش وجود دارد .
18: براساس طرزالعمل کمیسیون انتخابات،هر کاندید مکلف است که حداقل (یک هـزار)کارت رایدهی ویا رای دهنده رابه کمیسیون انتخابات ،غرض راجستر شدن نامش برای اشتراک دررقابتهای انتخاباتی،ارایه ویا حاضر کند،ومبلغ سه هزار افغانی نیز حق اشتراک بپردازد.حال کدام مرجع باید جواب بدهد که چطور تعدادی از وکلا درخانۀ ملت ،با داشتن حد اکثر(300) رای درعقب میزهای قانون گذاری نشسته اند وصاحب موقفهای کلیدی نیز شده اند.اگر کمیسیون کاری نکرد ،محکمۀ اختصاصی چرا خاموش ماند.؟وچرا دربین آمار اعلان شدۀ اولی ودومی  کمیسیون انتخابات درمورد تعداد اشتراک کنندگان درپروسۀ رایدهی، فرق ملیونی وجود دارد ،؟وچرا درتعداد آرای اعلان شده وکلا ومعترضین از، که ازطرف کمیسیون ومحکمۀ اختصاصی ،نشر گردید ،فرق فاحش بوجود آمده است.؟  
19: کیها، باید جوابگوی باطل ساختن سوال برانگیز« 1300000 » رای ، وقرنطین ساختن خودسرانه،غیر واضح وغیرقانونی  « 1400000 » رای، کاندید های انتخابات ولسی جرگه باشند، وبگویند که چرا دست به این کارزده ا ند.؟
20: درصورتیکه ارقام درشت باطل شده وقرنطین شده را مدار اعتبار بدانیم،آیا، تعدادباقی ماندۀ افراد واجد شرایط رایدهی،ولو درپروسۀ انتخابات همه اشتراک کرده باشند وآرای داخل صدوقها ، به آنها تعلق داشته باشد، اشتراک این فیصدی ناچیز مردم رای دهنده ، مشروعیت وقانونی بودن آن انتخابا ت را زیر سوال نمی برد؟
21: آیا،بزرگترین واساسی ترین مکلفیت محکمۀ اختصاصی ،رسیدگی به حل وفصل این نوع موارد کلیدی بود، ویا شمارش مجدد اینهمه صندوقهای شکسته وبی مهر وامضائیکه خدا میداند ،دراین مدت طولانی بعد شمارش اولی،بالای آنها چه پرکاریها ونابودسازیها را بامهارت،تحمیل واجرا کرده اند.
22: اگر هئیت مختلط قضایی – اداری( موظف شده براای بازشماری) نتایج بازشماری شان را درختم شمارش هر صندوق اعلام ویک یک کاپی آنهارا دراختیار معترضین وپیروز اعلام شده ها قرار میداد، بهتراز این نبود که حال تعدادی ادعا میکنند که اگرمحکمۀ محترم اختصاصی میخواست که تنها دارندگان بیشترین آرا به صفت پیروزمندان اعلام گردند،ونقشه وپلان دیگری وجود نداشت، چرا از سپردن نتایج بازشماری، برای کاندیدان حاضر دربالای صندوقها درهنگام شمارش مجدد،خودداری کرد، وهمه ارقام را نزد خود محفوظ نگهداشت.
23: ازآنجائیکه اکثریت معترضین بشمول معترضین کامیاب اعلان شده ازطرف محکمۀ اختصاصی،ازهمان روزهای اول اعتراض، خواهان بطلان نتایج انتخابات گردیده بودیم،عرایض متعددرا به همه مراجع حقوقی،عدلی وقضایی،بشمول محکمۀ محترم اختصاصی،تقدیم وخواهان باطل اعلام شدن نتایج انتخابات ولسی جرگه روی دلایل وشواهد بالا گردیده بودیم ،که متأسفانه محکمۀ اختصاصی،باصدور قرار قضایی غیرمدلل،بدون آنکه اقلاً یک روز مارا احضار کرده باشد واخطار وهوشداری درمورد اقامۀ دعوا ویا ارایۀ اسناد نموده باشد،یکی ازمعترضین ویک وکیل دعوارا درقرار قضایی شان،طرف خطاب قرارداده، وبا متهم ساختن آنها به اهمال دروظیفه که رسماًازطرف ما تعین نگردیده بودند،حقوق مارا پامال کرده ودرمورد خواست اصلی ومحوری اکثریت مطلق کاندید وکلای معترض،اصلاً توجه وظیفوی نکرده اند.ما،درزمینه اعتراض جدی داریم ومیخواهیم که اگر قضایای انتخابات به مقامات بالاتر قضایی ارجاع گردد،مسألۀباطل اعلام کردن انتخابات،این بهترین راه حل مشکلات پیش آمده ازاین ناحیه،مورد توجه جدی قرار گیرد. 
ازهمین سبب است که اکنون تعدادی از اعضای پارلمان وبخش اساسیی معترضین که تعدادی استیناف خواهی نیز کرده اند، ادعا میکنند، که تصمیم گیرندگان وصادرکنندگان قرارقضایی، از آن خلای معلوماتی استفاده کرده وبرای تعدادی از افراد که اصلاً درمناطق شان انتخابات نشده بود،هزاران رای بخششی رابطور(خلعت) بخشیده اند، که باعدالت سر آشتی ندارد.
درحالیکه ما،به دارندگان آرای واقعی، دربین اعضای ولسی جرگه ودربین تیم خود ما(معترضین )ارزش قانونی وحقوقی قایل هستیم،وبه آنها تبریک میگوئیم ،ولی باهرتقلب کار ،درهرجا ،موقعیت ومنبری که ازبالای آن بطور کاذبانه ازعدل وقانون وحق یاد میکند،وبرگه های رای اوجعلی وخودساخته است،مخالف بوده وخواهان به محاکمه کشانیدن آنها وکسانی هستیم که بصورت غیرعادلانه وغیر قانونی ،این قانون شکنان وجعلکاران را پیروز اعلان کرده اند .
روی دلایل  مختصریادشده وصدها مورد تقلب وجعل انتخاباتی که ازآنها غرض جلوگیری ازتطویل یادداشت،ذکر بعمل نیامد، ازشما، بنام منافع ملی ، سلامت روابط قومی، جلوگیری از بحرانهای خطرآفرین درحال شکل گیری،جلوگیری از استفاده جویی های دشمنان خارجی وعمال داخلی آنها ،بایدهرچه زودتر،جمیع مقامات ذیصلاح ، اثرمندودورنگردولت واجتماع، برای باطل اعلام کردن نتایج انتخابات 27سنبلۀ1389 داخل اقدام گردند، تا از انقطاب بیشتر، رویارویی های برباد کنندۀ وضع موجود وجلوگیری از اهانت وبی مقدار شدن ،مأیوس شدن وتحریک شدن افراد وتشکلهای داخل وخارج پارلمان ،اقدام بموقع صورت گیرد.
ما، باتمام احساس مسؤلیت ملی واسلامی مان ،طوریکه بارها تذکرداده وپیشنهادکرده بودیم، باردیگر با تمام صراحت اعلام می کنیم، که جز باطل اعلام کرد ن نتایج انتخابات اخیر شورای ملی ،راه دیگری که سبب برگشت آرامش وتأمین عدالت گردد ، وبه انواع واشکا ل مختلف واکنش ورویاروییها خاتمه دهد، وجود ندارد.
ماهرگز طرفدار بحران وکشمکش نیستیم، ونمیخواهیم که خارج کردن تعدادی از اعضای ولسی جرگه وداخل ساختن تعداددیگری ولواز جملۀ معترضین، باعث دردسرهای بزرگ برای مردم ودولت افغانستان گردد که توان مقابله با چالش های موجود نیز درتوان شان نیست.
باردیگر از شما مطالبه میگردد، که برای حفظ ثبات نیم بند موجود ونرفتن بسوی بحران عمیقتر سیاسی ،امنییتی واجتماعی، جلوگیری از تشدید وتعمیق مداخلات خارجیها ،نتایج انتخابات ولسی جرگه راکه اصلاً ، نه قانونی بوده ونه دموکراتیک ،نه در جریان  آن قانون اساسی مراعات گردیده بود ،ونه قانون انتخابات ونه عادی ترین معیارهای یک انتخابات ملی وشفاف،باطل اعلام بدارید، واز تشدید بحرا ن ،  تعمیق اختلافات ذوجوانب ملی وقومی- سیاسی ،وبالاخره از شکل گیری یک نمایش قدرت بوسیلۀ پیروز اعلام شده ها ومعترضین جدیداً مؤفق اعلام گردیده وسائرین ،با این تدبیر سالم جلوگیری شود.
دراخیر،باردیگر طوریکه بارها متذکر گردیده بودیم، اعلام میکنیم که: نتایج آن انتخابات جعلی وپرازتقلب وتذویررا قبول نداشته  وجداً خواهان بطلان نتایج آن هستیم.  
ما، عقیده داریم که : باطل اعلام کردن نتایج انتخابات اخیر ولسی جرگه،یگانه راه تأمین عدالت،جلوگیری از بحران واجازه ندادن به انقطابهای بیشترسیاسی، سمتی، تعمیق نشدن اختلافات قومی ومانع شدن ازرویاروییهای احتمالی خطرآفرین دراین شرایط دشوار وطن ما می باشد.ما ،هرگزنمیخواهیم که به قیمت برهم خوردن وضع موجود،باهمه پرابلمها وناگواریهای آن، به شورا راه پیداکنیم.سایرین نیز باید چنین احساس داشته باشند.
با احترام
ازطرف :  کانددید وکلای معترض خواهان بطلان انتخابات 27 سنبلۀ 1389

۱۳۹۰ مرداد ۶, پنجشنبه

آیندۀ گُـنگ ومجهول وطن ومردم ما


هموطنان گرامی ما، درداخل وخارج باید بدانند که حوادث خونین ناشی از انفجارات،عملیات انتحاری،اختطافهاوترور سران و اشخاص بلند رتبۀ نظامی- ملکی،روحانی وقومی حکومت و ترورافرادکلیدی درهفته های اخیر درشمال وجنوب غرب افغانستان،توضیح کنندۀ خطیربودن اوضاع امنییتی، بی ثباتی سیاسی وپلان گذاریهای دقیق مراکز سیاسی- استخباراتی کشورهائیست، که هیچ نوع سر پیچی وبی اطاعتی از اوامر واهداف شان درافغانستان را به هیچ کسی اجازه نمیدهند،ومیخواهند بهرقیمتی فقط سناریویی خودرا تطبیق کنند وبس . مشکلات رو به فزونی گذاشتن مشروعیت ولسی جرگه واحتمال تعویض (62) نمایندۀ درشرائط بدون رسیدگی به صدها مورد خیانت وتخلفات انتحاباتی که بحران آفرین گردیده است،تقابل وجنگ تبلیغاتی قوای سه گانۀ دولت، گلایه ها وانتقادهای رئیس جمهورازنیرو های امریکایی وناتو وتمایل نشان دادن به تقارب سیاسی- نظامی باچین ،روسیه،ایران وپاکستان، درزیرباران راکتها وخمپاره های پاکستانی علیه مناطق شرقی وطن ما که تا حال هیچ نوع واکنش رئیس جمهور ومسئولین نیروهای مسلح کشوررا در قبال ندارد؛ زمینه ساز تبصره ها وشکل گیری ترس ونگرا نیهای زیادی گردیده است، و باعث شده که همگان بپرسند که این خموشی کاخ ریاست جمهوری وتماشاچی باقی ماندن اینهمه قوتهای خارجیی مصروف جنگ علیه تروریزم وتجاوز(!) برضد افغانستان،برای چیست وچه اهدافی را درقبال دارد. در چنین شرایط، نه فقط اهل سیاست،بلکه مردمان عادی افغانستان،از توافق پنهانی قوت های خارجی درحال ترک کردن این وطن، با گروه طالبان، حزب اسلامی وسائرتفنگ داران شامل جنگ بادولت ونیروهای خارجی ی طرف حمایت شبکه ها وکشورهای بیرحم وتجاوزگر ،مثل پاکستان وسائر دولتها وشبکه های افراطی وحلقاتی ازاستخبارات غربی وعربی ایکه درعقب این نیروهای قراردارند؛ برای آن درحالت تشویش بسرمی برند، که سالها شاهد خرابیها،چور ،غارت ونسل کشی این گروه هاوحلقات درگوشه گوشۀ وطن شا ن بوده اند.ازین رو برای مردم وطن ما ،درمورد شناخت گروه های خون ریزوغارتگر،ضرورتی برای تبلیغ وآکاه سازی وجود ندارد؛ زیرا این مردمان شریف و مظلوم ،سالها باگوشت وپوست شان ماهیت هرانسان، گروه وهمسایۀ شریف ، متجاوزوخاین را بخوبی درک کرده است. اکنون که نیروهای خارجی،دررأس ایالات متحدۀامریکا وانگلیس میخواهند، قبل از ترک وطن ما، بهر قیمتی طالبان وگروه های معیتی جنگی اورا شامل حاکمیت دولتی سازد، وپلان راکت باران شرق افغانستان را بهدف جاگزین ساختن نیروهای جنگی تحت حمایت پاکستان ،سازماندهی وعملی ساخته اند؛ برای هیچ چشم بصیری پوشیده باقی نیست که ، امریکائیها واسلاف شان که همین (انگلیسها)ی کهنه کاراستعمارگرمیباشند، برای تداوم حضور نیرومند دائمی خودشا ن دراین منظقۀ مهم ستراتیژیک وحفظ آبرو(!) وموجودیت پاکستان این مولود لابراتواری استعمار ولشکریان جهانی بنیاد گرایی تحت فرمان شان، تصمیم گرفته اند،تا فرارسید ن (5- دسامبر) سال جاری ( کنفرانس بن دوم )، طالبان وهمقطاران جنگی ودشمن با صلح ودموکراسی همرکاب شانرا درمناطق قندهار الی جلال آباد ونورستان که همان (لوی قندها، لوی پکتیا ولوی ننگرهار) میباشد؛ جابجا گرده وقدرت محلی رادراختیار آنها قرار دهند. با انکشافات اخیر سیاسی ومذاکرات پنهانی ،گاهی انتقاد وگاهی تقارب ودلجویی از پاکستان،حلقاتی معتقد شده اند،که باچابجا ساختن طالبان درشرق ،جنوب وجنوب غرب افغانستان،درمورد حل مشکل اصلی بین افغانستان وپاکستان ،رسیدگی خواهد شد،وبه احتمال قوی که تلاشهای خارجی،بازیهای سیاسی واقدامات جنگی –استخباراتی- مذهبی وحریداری افراد وگروه ها ازطرف پاکستان، بیتفاوتی وشاید علاقمندی بدون اظهار مردمان واحزاب آنسوی دیورند،که متأسفانه تمام اقدامات تروریستی وتجاوزکارانه علیه سرزمین افغانها،ازهمین مناطق پشتون نشین وبلوچ نشین ،صورت گرفته وادامه دارد؛دست به دست هم داده وباعث شناسایی خط دیورند،این (زخم خونین که با شمشیرامیر عبدالرحمان خان)بروی سینۀ افغانستانترسیم گردید،شود. امروز مردمان وطن ما که قربانیها وتلفات فراوانی را بخاطر حمایت از جنبشهای رهایی بخش خلقهای بلوچ وپشتون آنطرف خط استعماری دیورند،تاهمین اکنون میپردازند، متیقن هستند که معمار اصلی آن خط ،بادارووادار کنندۀ امیر بزگوار(!) عبدالرحمان خان،باقوای صدهامرتبه مجهزترازدوران گذشته وباصلاحیت تصمیم گیری(دلخواه)دراینطرف سرحد تشریف دارد ،وهرگز اجازه نخواهد داد که قرارقبلی اورا کسانی از اهمیت ساقط کنند،وبه پاکستان ،این فرزند واقعی او،صدمه برسانند لذا،بعد تسلیمدهی مناطق وسیعی درداخل جغرافیای فعلی افغانستان به گروه طالبان که به خط (حایل )بین افغانستان وپاکستان، تبدیل خواهد شد،وپاکستان با آرامش بیشتری برای تحقق اهداف تجاوزکارانه وسیطره جویانه اش علیه وطن ما وهندوستان ،ادامه خواهد داد. زیرا،پاکستان که همسن وسال اسرائیل است،برای همین منظور ایجادگردیده وتابع قول وقرار وتعهد نیست. زیرپا کردن قراردادژنیو باجمهوری افغاستان درمورد عقب نشینی قوتهای اتحادشوری وتشدید جنگ وتجاوز علیه افغانستان،مارا به این امر معتقد میسازد که باردیگر وبا وجود جابجا سازی طالبان درمناطق وسیع مرزی با خط دیورندوحتی برسمیت شناخته شدن خط دیورند،آرام نخواهد بود،مگر آنکه مردم ما به فعالیتهای گماشتگان وحلقات مزدور پاکستان دروطن شان خاتمه دهند وبه مشت واحد تبدیل گردند. مشت واحد شدن مردمان یک کشور بدون تأمین عدالت وتساوی حقوق شهروندان درکلیه ساحات زندگی ،هرگز امکان پذیر نیست.ازین رو مردم ما به دولت عادل ،دموکرات ،جوابگو ،وطندوست وغیر وابسته به قوم خاص ضرورت دارد.این هدف عالی نیز بدون شکل گیری وتشکیل احزاب قدرتمندملی ،ترقیخواه وظلم ستیز وواقعأ دموکراتیک ،امکان پذیرنحواهدشد. دراوضاع واحوال متشنچ ،بحرانی وخطرناک فعلی ،باید برای مردم وخاصتاً جوانان انگیزه داده شود،آنهاراباید باعشق وطن پرستی وروحیۀ فداکاری نسبت به وطن ومردم آن تربیت وتجهیز کرد.نبود این ارزشها دربین مردم وجوانان ،باعث قوت یافتن متجاوزین وعمال آنها گردیده است. مردم وطن ما ضرورت وحق دارند ،تا دشمنان ودوستان خارجی وداخلی خودرا بشناسند ،درغیر آن حاکمیتها،تنها باقی میمانند وسقوط مرگبار درانتظارشان است. عدم تشخیص وشناسانیدن دشمنان ودوستان مردم ما، به شهروندان وخاصتاً به نیروهای مسلح وکلی گوییهای بیمفهوم دراین مورد حیاتی ،باعث ضعف مقاومت وروحیۀ رزمی سربازان وافسران وپائین آمدن سطح مورال مردم گردیده است .باید به این تفسیر های رنگارنگ وهرروز درحال تغییرازدشمنان وطن خاتمه داده شود.چطور مردم باورکند که عامل انفجار وکشتار بیرحمانۀ سه روز قبل ، امروز هم پیمان،دوست ،برادر وهمسایۀ نیکِ مسلمان وانمودمیگردد.چنین عملکردهای سیاسیی ذوقی ویا منفعت جویانه ،باعث سلب اعتماد سیاسی وملی از حاکمیتها واحزاب میگردد. باید، جدی وبااهمیت پنداشته شود که اگرشریک ساختن طالبان وشرکایش درادارۀ قدرت دولتی، بخاطر تأمین صلح وختم جنگ باشد، وواقعاً بتواند این هدف را درصورتیکه خود هدف درنزد مجریان داخلی وخارجیی این پروسه وجود داشته باشد،اقدامیست جدأ قابل حمایت که باید بیشترازاین درزمینه غفلت نشود.اما، تأسف واحساس خطر اکثریت مردمان عدالتخواه ودموکرات وطن دراینست ، که ازیکطرف پاکستانیها بجای طالبان وتیم همراهش ،جانب اساسی گفتگو وتفاهم احتمالی میباشد واز طرف دیگر همه دیدارها وپیشرفت توافق دراین زمینه که نهایتأ برای مردم ووطن ما،سرنوشت ساز میباشد؛ بدون آگاهی مردم ونیروهای اثرگذار ومطرح سیاسی کشور ادامه دارد وبدون شک روزی فرارسیدنیست که این توافقات استخبارتی رسمیت پیداکندوبالای مردم و جغرافیۀ سیاسی وطن ما ،تحمیل گردد . در آنروز بدون شک، صدها وشاید هزاران دست قبلاً آماده شده را هدایت بدهند،که باید بدون سوال وتبصره ،چند بار بالا وپائین شوند واسنادی را (صحه) بگذارند، که ندامتهای احتمالی بعضیها،بمثابۀ(خینۀبعدازعید) اهمیت بیشتر پیدا نکند. درچنین حالتیست که باید صدهاباربه خاطر نبود وحدت وطنپرستان ،عدم موجودیت اتحاد ترقیخواهان دموکرات وناسیونالیستان واقعیی غیرمحدودنگر ودرکمبود یک اپوزیسیون واقعی وغیرمعامله گروعاشق وطن ، نه تنها افسوس کرد ،بلکه از صدق دل گریه را سرداد. میخواهم ازآنعده ازروشنفکران وحاملان شعارهای ملی گرایی ومفتون حکومتهای ریاستی ومرکزی قدرتمند، بپرسم که: آیا ،تسلیم کردن احتمالی ولایات « قندهار، ارزگان، زابل، هلمند، پکتیکا،پکتیا،خوست،ننگرها، نورستان ولغمان » به طالبان وتیم همراه ، رفتن ویا قبول کردن نوعی از { فدرالیزم } وسپردن اختیار یک منطقۀ وسیع بدست یک قوت مسلح یک قوم وزبان، نیست .؟اگر با این پلان همنوایی شود، آیا ،این خود قبول کردن شکلی از فدرالیزم نیست ؟دراینمورد، باید بدون عصبانیت فکر شود وآگاهی بخشیده شود. زیرا،اقدام فوق بدون شک واکنشها وموضع گیریهای مختلف این چنینی را درقبال خواهد داشت.آیا،خموشی اختیار کردن دراین زمینه، باید بمعنی بلندکردن دست توافق ارزیابی گردد؟. قابل تذکر دانسته میشود که درپهلوی خطرآفرینی پاکستانیها،نباید ازمداخلات واهداف غیر دوستانۀ زمامداران ایرانی درمورد کشو مان چشم پوشی نماییم.ایرانیها که زمانی با بی سرحد بودن اسلام ،سیلی از افغانهارا به مهاجرت تشویق کردند، سالهاست که مشکلات فراوانی را برای مهاجرین ما،بوجود آورده ومیخواهند درهر موردی با ایشان مشوره شود ونقاط نظر شان ولو با منافع ملی ما،درمخالفت قرار داشته باشد،برآورده گردد. اینجاست که همه گروه ها وحلقات وطنپرست وبا احساس ملی،دوراز تعصبات کورقومی وسمتی،برای نجات وطن وتعین سرنوشت مشترک سرزمین آبایی مان،گردهم آیند وموضع مشترک وسالم ملی را اتخاذ کنند .درغیر آن همه میدانیم که آنهائیکه تحت هر بهانه وپلانی آمده اند،مطابق دلخواه، کارشان را انجام میدهند.
درنبود قوتمند (ما ومتحدین)ما،درعرصۀ سیاسی وطن، هر انکشاف وتغییر ناسالم،امکان پذیر است.

جلیل پرشور 5/5/1390

۱۳۹۰ تیر ۳۱, جمعه

مرابا شما کاری نیست ،آدرس را اشتباهی گرفته اید

رفقای گرامی !


باعرض سلام به اطلاع شما میرسانم که :

من مدتهاست که علاقمندی ام را درمورد ادامۀجدلهایی بیهودهء سیاسی مروج شده دراروپا، ازدست داده ام .زیرا ، صدها بار مواجه گردیدن ،نوشتن سیاه مشقها(!) وانتقاد های جدی ووارد رودرو(باوجود مخالفتهای ازقبیل تنظیم شده)، چه اثرمندیی وارد کرد که اکنون باز به آن ادامه داده شود. درحالیکه چشم دیدها ومطالب فراوان با ارزش واثرگذار بحال سرنوشت مشترک حزبی ما وبرای ابراز موضع وعقیده درموارد متعدد حزبی وسیاسی وپیرامون شناخت دقیق افرادورهبران واقعی ودروغین داشتم ودارم، مدتها قبل از این رویاروییهای جدیدِ تعداد دیگری ازرفقای سرخورده ومنتقددرداخل تشکیلات شورای اروپایی، با جماعتی که جز به خودشان ، به هیچ چیز دیگر فکر نمیکنند ، منصرف شده بودم . اما ، از آنجائیکه تعدادی ازسیاست بازان بنابر نداشتن سوژه ویااهدافی والاتر از این درامه های پلانیزه شده برای تداوم حاکمیت تیم شان به قیمت بربادی وحدت وباور بهترین کادرهای حزب،بطور پیوسته با اشاره ویابطور صریح پای مرا در فعالیتهای اعتراضی موجود میکشانند ، و یگان تای شان بیشتر از دیگران لطف خاص را درموردمن ارزانی میکنند ، ومیخواهند به میدان جنگهای بیهوده وسَتِـربخشندۀ شکستها و افتضاحات شان دعوتم کنند، میخواهم بگویم که من دیریست بکار آنهایی غرض ندارم که صدها همچون مرا درمواقع ضرورت قهرمان،سمبول مقاومت وایمان وباعث افتخار خوانده، ولی وقتی که پای مصلحتها واهداف شخصی شان مطرح باشد، خاین، خودخواه، ضدحزبی وضد رهبران میخوانند و قربانی میسازند. یکی از دلایل این جفاکاریهای آنها بدون شک برای آنست که من ورفقایی چون من به حزب، آرمانها ورهبرانی تعلق،اخلاص واعتقاد داشتیم که جای شان خالی است وهرگززیربار دروغ وفریب کاری نرفته ونمی رویم ، واین دوستان محترم ، گاه گاهی ، صرف برای کسب مشروعیت وپیوند کردن کارهای امروزی مجهول وبی استقامت شان با دیروز ، ازآن ارزشها بطور تفنی یادمیکنند،نه براساس اعتقاد وباورهای دیروزی وفعلی شان. بدون تقابل ومواجه شدن با اتهام زنیهاوجملات غیر رفیقانه یی تعدادی ازرفقا، میخواهم بگویم که عزیزانی مثل ، رفیق عوض ، مرا عوضی گرفته اند.این رفقا وافراد این خندق وکمین کرده علیه رفقای خودشان،باید بدانند،که من سالها ازنام خودم نوشته کرده ام وگپ زده ام ، واز هیچ کسی جزازباورها، آرمانها ، همراهان صادق و منافع حزب ومردمم ، ترس وبیمی ندارم .اما، تیم به بن بست رسیده ، نباید همۀ مخالفین سیاسی وتشکیلاتی شان رااخلاقاً متوجه ومرتبط به من بسازند، این کارغیرعادلانه است، واین فیرهای تفنگهای(دهن پر)، بیهدف است وشکاری درقبال ندارد. لطفاً،مرا درجنگهای گروهی، حزبی ورقابتهای تان درآستانۀ تدویرکنگرۀ تان که با وجود نداشتن ارتباط تشکیلاتی باشماو همه احزاب وگروه ها، برای تدویر موءفقا نۀ آن ، لحظه شماری میکنم، بیشترازاین نکشانیدوواداربه واکنش نسازید. بروید وبرمسایلی توجه کنید که باعث رفع کمبودها ووحدت صفوف تان شود. عوضی گرفتن افراد منتقدِ دوست ومخالف، وسردادن حرفهای کم اهمیت حزب وتشکیلی را قانونیت وقوت نمی بخشد. باصراحت وبدون طویل ساختن حرف ، مرا به خوب وبد شما،برای آن غرض نیست که شما مرا ورفقایی مانندمرا،هیچ وقتی ازخودندانسته اید. بناً ،من همچنان در اوضاع واحوال فعلی، با شما نیستم. مرا به حال خودم بگذارید.آیا وظائف دیگری ندارید که متوجه آن گردید وبه هزاران کمبود ،نارسایی وپرابلم های داخلی وبیرونی تان برسید.؟ اما، درمورد خودم باید باردیگر واضح سازم که برای من هرگزمجال همراهی باتیم حاکم ساخته شده برسرنوشت تعدادی از رفقا، برای آن موجود نیست ، که آن گروهک چند نفری ،فکر میکنند ،غیر خودشان ،هیچ فرد دیگری حق ابراز نظر،حق مطرح شد ن وحق دادخواهی ندارد.آنها میخواهند که زیردستان شان باید طوری فعالیت وعضویت در تشکیل آنها داشته باشند، که آب از آب تکان نخورد واعضاءباید کاملاً مطیع و(خادم) باشند،نه سوال کننده وخواهان برابری حقوقی با رهبران فضایی.آنها باید درک کرده باشند که این نوع توقعات وهمراهی کردن ازاهداف نظامیگرا نه وغیر دموکراتیک ازحزبیهای مثل (ما) اصلاً محال وغیر ممکن است . من با دیدن سیما ووحشت استبداد حکومتی در سه بار زندان وسالها بیکاری ، همیشه بر مقاومتم افزوده بودم،وتا پای جان دراین سنگر باقی مانده، نه با تسلیم طلبی وکنار آمدن با عوامل انحرافی وخودکامگی و.... . اکنون که با نوع دیگری از استبداد وزورگویی مواجه هستیم ، طرف درگیر باید از خود بپرسند که آیا،خودسریها وخود کامگی ایشان ، با استبداد وخشونت حفیظ الله امین ، متفاوت است .؟ ازدید من فرق این دومورد درآنست که (امین ) تفنگ ودولت سرکوبگرداشت، وشما فعلاً سلاح دیگری جز تصامیم تشکیلاتی، بدنام سازی کادرها، جابجایی مزدوران درجاهای کلیدی ووظائف (خاص)، ارتقای افراد عادی، دسیسه سازی وتشکیل نیروی ضربتی (بسیجی گونه) در جلسات وگردهمآیی ها، غرض خاموش ساختن فریادهای معترضین حزبی ومبارز،وزمین وزمان را متهم ساختن به خیانت وضد حزبی بودن ،دراختیار ندارید، وگرنه باردیگر شما نیزدریغ نمیکردید. باید از شما پرسیده شود که تا به کی ازنوشتن چند قطعنامۀ فرمایشی ومقالۀ تائیدی به نفع خودتان ولی تخریبی وجفاکارانه برضدحزب ورفقای سرسپرده، کسب مشروعیت(!) میکنید . آیا ، بیاد ندارید که دردوره های گذشتۀ خودماو سایرین ، این شیوه های ناکام سیاسی وچنین فعالیتهای حزبی،نه تنها سودی در قبال نداشت، بلکه سرانجام به شکستهای خونین منجرشد. میخواهم بطورصریح ابراز عقیده کرده بگویم که، شخصاًعلاقمند طرف انتقاد قراردادن شما، برای آن نیستم، که اساساً انتقاد برای اصلاح وبهبود اوضاع صورت میگیرد، درحالیکه شمابعد هرا نتقاد وارائه نظرسازنده ،بجای بهتر شدن وحرمتگذاری به نقاط نظرسازنده وکاملاًحزبی رفقا،بدتروخرابتر میگردید. دراینصورت چرا به این کارهای انتقادی بیهوده وبی اثردست بزنم. بناً، بکارتان غرض ندارم ومصلحت شما نیز درهمین است که پای مرا بار دیگر درمیا ن نکشید. این یک تقاضا است، نه تهدید، چون عواقب بس خطر آفرینی را درقبال خواهد داشت ،که شخصاً از آن راضی نخواهم بود. زیرا برای من ملول ساختن خاطرتعدادی از رفقای عزیزی که تاهنوزدرماحول شما بصفت حزبیهای فدایی،صادقانه فعالیت میکنند واز بسا حقایق که هرگز اجازه ندادید که به اطلاع شان رسانیده شود، تاًثربار خواهد بود درفرجام ،باردیگر با کل صراحت میگویم که من درعقب افشاگریها ونوشته جات ضد حاکمیت شورای عالی اروپایی شما، قرار ندارم. مخالفین تاج وتخت شما دراروپا وداخل وطن آنقدر زیاد است ، که خوشبختانه اکنون برای من نوبت ابراز نظرنمی رسد. درچندروز گذشته مطالب فراوان وتهمت زدنهای تفریحی گو نهء بعضی از دوستان حرفوی دراین موارد را خواندم ، واقعاً ذوق شان برای ایجاد سرگرمی وشوخیهای سیاسی قابل قدراست، اما،آدرس مرا درارتباط با نشریهء(سنگ محک)به اشتباه گرفته اند، زیرا من همیشه نقاط نظرم را بصورت واضح وبدون پشیمانی نوشته ام، واگر بخواهم بنابر ناگزیری ایکه شما بالایم تحمیل کرده اید، بسان امروز ( لچ وپوز کنده)بنویسم،ازشما میخواهم که عقل تان را بکار بگیرید و قضاوت کنید که آیا اعلامیه ها ویادداشتهای آنچه شورای اروپایی میخوانید ، درجیب من قرارداشت که نشر میکردم ویا بکنم. طوریکه دریکی از یادداشتهای همان سنگ محک جدیداً درد آفرین برای شما تمامیت خواهان خواندم ، نوشته بودند که (مارا درهر سو جستجو نکنید، ما درپهلوی شما ودرمحلات زندگی وفعالیتهای شما قرارداریم ودرزیرذره بیهای ما هستید).این دیگربه جلیل پرشورهزاران کیلومتردوراز شما ازلحاظ سیاسی وجغرافیایی چه تعلق دارد.لطفاً آدرس هارا باردیگر اشتباهی نگیرید ومرا بزور درپهلوی سنگ محکیان قرار ندهید. اکنون که بعد خواندن مقالهء رفیق محترم فهیم ادا ،برایم عقیده پیدا شده است که یخها درحال آب شدن است وشاید بزودی رفقای ما، درنهضت فراگیر با تشکیلات حزب وطن مدغم گردند، این امیدواری ها قوت پیدا میکنند که جای دشمنیها وتبلیغات تخریبی را مصالحه وآشتی (خودیها) خواهد گرفت ودنیا(گل وگلزار) خواهد شد. تحلیل جامع رفیق فهیم اداء ، دیگر جای شک وشبهه باقی نگذاشت که انکشافات وتغییرات سالهای 64 و65 ه ش ،مطابق به قانونمندیهای تشکیلاتی وروحیۀ دموکراسی واقعی عملی گردیده بود. آیادرپرتو این تحلیل که بدون شک درتفاهم وکوردینه با شخصیتهای کلیدی وتصمیم گیرندگان اصلی نهضت فراگیر نوشته ودرسایت حزب واحدنشر شده است، وقت آن فرانرسیده است که نهضت فراگیر با تشکیلات حزب وطن، اعلامیۀ را نشروقدمهای بعدی را برای وحدت تشکیلاتی بردارند.؟اگر تحلیل وقضاوت رفیق محترم فهیم اداء را جدی بگیریم وهدف خود شان نیزفراترازمقابله باچند منتقد باشد، بدون تردید حتی احتمال وحدت رفقای نهضت با رفقای وابسته به تشکیلات موءقت حزب وطن ، قبل از تدویر کنگرۀ وحدت ، باحزب متحد ملی وجود دارد،زیرا انتقاد اساسی تشکیلات موقت حزب وطن، بایدبا این قضاوت وتحلیل تئوریک – سیاسیی رفیق فهیم اداء، رفع شده باشد.ازطرفی شاید نوشتن ونشر آن درسایت بامداد،این ناشر اندیشه ها ونگرش سیاسی رفقای عمدتاًنهضتی ،با فراخوان تشکیلات موءقت حزب وطن برای تدویر کنگرهء شان ،تصادفی نباشد. امیدواریم این تقارب جدید،باعث برهم خوردن موعد تدویر کنگرۀ وحدت رفقای نهضت با حزب متحد ملی نگردد. دراین مورد فقط یک سوال بی جواب باقی میماند اینست که : درپرتو دید واضح وتحلیل دقیق رفیق فهیم اداء،چطورمیتوانند ازحقا نیت واصولی بودن سازمان مخفی که افرادی تا کنون بخشهایی از آن را برای تداوم سیطره ونفوذ شخصی شان فعال نگهداشته اند،دفاع کنند.آیا،این قضاوت وارزیابی بی سابقه ، آنهم از طرف یکی ازچهره های شاخص نهضت اروپایی، سرآغاز یک جدل ومقابلۀ داخل حزبی نخواهد شد.؟ حال بایدنوبت تیروکمان گیری آنهایی باشد،که سالها در سایۀ سازمان مخفی برای خودشان شخصیت ساختند ومطرح شدند. قابل تذکر میدا نم که اگر افراد کلیدی سازمان مخفی خموشی اختیارکنند، باید منتظرشکل گیری یک نوع تفاهم وتقارب های سیاسی وبدیل درپروسۀ وحدت نیروها ،باشیم . دراخیر باردیگر، با اینکه باشیوه های نادرست کاری واستبداد تشکیلاتی شما مخالف هستم، اما، وحدت تان را حمایت میکنم ودر کارهای تان کدام غرض ندارم.اتهام نزنید وهمه را به دشمنی با خود فرا مخوانید. با رفقا ونویسندگان سنگ محک نیز دشمنی نکنید، درپی حل مشکلات برآئید، نه در زایش دشواری های جدید. من از نظریات رفقای گرامی درسنگ محک ،حمایت میکنم ولی با اینکه تقریباً هم نظر هستیم، تاحال با وجود چندین ای میل شان ،مطلبی راغرض نشربه آنها ارسال نکرده ام ،ولی اتهامات وتحریکات بعضی ها، شاید سبب گردد که درموقف خود تجدید نظر کنم. میخواهم توجه همه رفقای صادق به حزب ومردم زحمتکش افغاستان را که هنوز برای پیرزوی وچیره شدن عدالت برظلم وبیداد وخیانت ووطن فروشی مبارزه میکنند،ومهمتر ازهمه توجه رفقا وفعالین سیاسی در اروپا را به این امر معطوف بسازم که از بدو تشکیل نهضت فراگیر میهنی وبعداًنهضت فراگیر ترقی ودموکراسی افغانستان، اقلاً یکبار مسوولین آن درقبال رفع شکایات و رسیدگی به انتقادات فردی وجمعی رفقا ، احساس مکلفیت اخلاقی وسیاسی نکردند ، وراه هایی را جستجو وطرف آزمایش قرار ندادند .؟بجز یک راه وآنهم اتهام زدن ،بدنام ساختن ، دور ساختن کادرها وتصفیۀ تشکیلات از وجود دیگراندیشان مبارزوصادق به حزب واتحاد همه مبارزین .کسانیکه برای اهداف بزرگ ملی واندیشه های رهایی بخش انسانها می اندیشندوباور دارند، چنین عمل نمیکنند، که شما مشغول آن هستید . لطفاً ،کمی کوتاه بیائید واطراف تان را با چشمان باز نگاه کنید که چه تعداد از بهترین کادرهای حزب را شما مجبور به ترک حزب کرده اید ویاعلیه تان قرار گرفته اند.مشکل تان اکنون، پرشور نیست صدها مبارز قوی تر وجدی تر از پرشور، وارد عرصه گردیده وشیوۀ فعالیت سیاسی ورهبری شما را قبول ندارند. میخواهید درتقابل باهمه ادامه دهید ویا احساس مسوولیت میکنید ورفقارا آزاد میگذارید که خود سرنوشت شان را تعین کنند، درغیرآن روزی فراخواهد رسید که لشکرباقی مانده نیز(پای دوست گفته) وترک میدا ن کند. هنوزوقت برای تفکر سالم واحساس مسوولیت باقیست.(اگر بخواهید) جلیل پرشور/کابل 30سرطان 1390

۱۳۹۰ تیر ۲۸, سه‌شنبه

جانیان بیرحم ، حق زندگی را از رفیق هاشم وطنوال نیز گرفتند !



 جانیان بیرحم ، حق زندگی را از رفیق هاشم وطنوال نیز گرفتند ! 

بادریغ وافسوس که وطنپرستان افغانستا ن ،اینبار یکی از مبارزین دیگر سابقه دار
خودرا ازدست دادند. نوبت قرعۀ مرگ  اینبار،بنام مبارز مرد دیگری بود که سالها 
درراه وطن وسعادت مردم زحمتکش آن مبارزه کرد ودیشب بافیرمرمی کوردلان 
بیرحم وهمیشه تشنۀ خون، راه قافلۀ شهدا را گرفت.
 به این مناسبت غم انگیز ،مراتب تسلیت خود وجمعی از رفقا ومبارزین داخل وطن را
به فامیل داغدیده ، رفقا وهمسنگران، اقارب  و دوستان  آن شهید بخون آغشته وگرامی 
تقدیم داشته، برای خودش علوی درجات آرزو کرده وبرای همه کسا نیکه در غم 
وماتم ایشان خودرا شریک میدانند، ازخداوند منان صبر وشکیبایی آرزو میکنیم .
از طرف جلیل پرشور وجمعی از رفقا
کابل 27/4/1390

۱۳۹۰ تیر ۱۱, شنبه

مراسم فاتحه ٰغمشریکی ودعا درحق شادروان عبدالمجید سربلند


مراسم فاتحه  ٰغمشریکی ودعا درحق شادروان عبدالمجید سربلند


 ملا لۍ سربلند وعبدالباری سربلند برادرزاده ها ، سيد احمد رازی ، محمود رازی ، گل غوټي رازی و نوریه رازی خواهرزاده ها ، شیرین جان سربلند خانم برادر، انجینر شریف رفیق داما د برادر .
  الحاج سید محمد اسلم پاچا وقدیر محبوب پسران خاله ، شهناز ابوی دختر ماما وصمد مومند پسر ماما .   
   نسبت وفات روانشاد عبدالمجید سر بلند، سابق معاون صدراعظم ووزیر اطلاعات وکلتور که جناره قبلاٌ درکابل به خاک سپرده شده، به اطلاع دوستان می رسانند که فاتحه زنانه ومردانه ی آن زنده یاد، به روز یکشنبه 3 جولای، از ساعت دونیم تا چهارونیم،  درشهر آرنهم  کشور هالند برگذار می گردد.

آدرس محل فاتحه :

Arnhem
Turkiym Camii Moskee
Maaslanstraat.7
6826 AC   Arnhem


تیلفونهای تماس :

0031/0264430947
0031/0638234889
0031/0626791214


  

۱۳۹۰ تیر ۶, دوشنبه

سربلند کی بود؟(خاطرات فراموش نشدنی)


نخست به روح آن بزرگ مرد - عبدالمجید سربلند فرزند سربلند خان که سربلند وبا افتخار زندگی کرد ودراوج مردانگی وشهامت وتقوا - جان داد وبه ابدیت پیوست - درود فرستاده ودرغم واندوه عظیمی که بالای خانوادهء گرامی وهمرزمان باوفایش مستولی گردیده است - خودرا شریک میدانیم واین اندوه بزرگ را باهمهء آنها تقسیم میکنیم.


رفیق سربلند عزیز ما - یکی از آن نخبه انقلابیون بیباک - باتقوا -پایدار وتا آخرین رمق حیات مالامال از عشق به انسان زحمتکش بود ٰ که بدون تردید ٰ میتوان اورادر زمره شخصیت های کم پیدا  شمارکرد. اودرطول سالهای طولانی مبارزه اش برای نابودی جور وستم های ملی وطبقاتی رزمید و همیشه مدافع آزادی واستقلال وطن - پرچمدار واقعی حزب مشترک مابود ٰ وهرگز به غیرقابل ( ترکه بودن و غیرقابل تقسیم کردن آن اصرار داشت وخود غیر معترف به احزاب وگروهک های خورد وبزرگ حزب اصلی باقی ماند وبرغیر وابسته دانستن این حزب به گروه های قومی وسمتی ونامتعلق بودن این حزب ودستآورد های بدست آمده بخون های بی شمار بهترین فرزندان قهرمان وگمنام آن )- پافشاری میکرد.



رفیق شادروان  وهمیشه سربلند ما -که ازبدوتاءسیس حزب درپستهای مهم رهبری آن فعال بود ؛مدتی رادر مقام های معاونیت ریاست شورای وزیران جمهوری دموکراتیک افغانستان ومقام سفارت افغانستان درکیوبا - آنچنان خدمت کرد که تا حال نمونهء مثال برای همه رفقا ومردم وطن ما میباشد.



سربلندِما- از آن حزبیهای خشک ومغروری نبود که چوکی وموقف دولتی اورا از یاران حزبی وشخصی ومردم عادی دور سازد. اوبمعنی واقعی کلمه یک (عیار - کاکه- جوان مرد وشخصیت مردمی ) بود - وتا آخر بهمان شیوه زندگی کرد که در زمان قدرت دولتی میزیست.


من بارفیق سربلند فقید در بهار ۱۳۴۹ معرفت حاصل کردم . او در آن وقت مسوول کمیتهء ولایتی حزب در قندهار بود . دیدار ما دردفتر (پرچم) واقع زرلشت مارکیت( جائیکه هیت رهبری حزب ٰ رفقا : شادروان ببرک کارمل ٰ شهید میر اکبر خیبر ٰ نوراحمد نور وبارق شفیعی ٰ اکثرا ء برای چند ساعتی در آنجا می آمدندوبارفقا ملاقات میکردند .


رفتن من بکابل نیز کاری بود ٰ زیرا بعد رهایی از زندان ٰ سبکدوشی از وظیفهء معلمی ٰ مرا برای آن بکابل خواسته بودند که اگر کاری پیدا کنم - تا بتوانم وظیفه ام را بحیث مسوول کمیتهء ولایتی بغلان حزب - با آرامش حد اقل به پیش ببرم . درست بخاطر دارم که یکبار هردوی ما دریک زمان  ٰ رهبر فقید حزب مان(زنده یاد ببرک کارمل) را ملاقات کردیم وهدایات لازم کاری را در آن زمان بحرانی حزب که چندی قبل(۱۳۴۸) به بحران تشکیلاتی وانشعاب مواجه شده بود -برای بسط وگسترش ساحهء فعالیتهای حزبی ونحوهء کار سیاسی - دریافت نمودیم.

بعد آن دیدار ٰ سالهای سال دربین ما روابط رفیقانه وگرم وجود داشت. من از او بسا چیزهای خوب را فرا گرفتم .برای جلوگیری از طولانی نشدن نوشته ٰ آخرین ملاقات هایم را باایشان قصه میکنم.این دیدار ها بعد ۴۰ سال تمام از اولین سال معرفت با ایشان صورت گرفت.آن صحبتها وتداوم آنرا موجزاء به رفقا ودوستان تقدیم میکنم.

با علاقمندی فروان وامید بزرگ به خانهء شان رفتم - تا مراتب تسلیت وهمدردی خودرا به خاطر درگذشت همسر شان - تقدیم بدارم. بعد چند جمله وشنیدن صحبت کوتاه تواءم با حزن وهمدردی ازطرف من- رشتهء صحبت را بدست گرفت ومرا خطاب کرده گفت: ازین غمها ٰ فروان دیده ایم ومیبینیم ٰ تشکر ٰ شما ورفقا زنده باشید.ومتعاقباء از جا برخاست وبسوی آشپز خانه رفت تا چای بیاورد .رفیق (ن ) نیزکه مرا همراهی کرده بود ٰ صحبتهای رفیق سربلند را گوش میداد.صحبتها درموارد مختلف صورت گرفت ٰ ازدیروز ٰ از مبارزات ومحبتهاٰ از فداکاریهای اعضای حزب و... ٰ از رهبران وپیشگامان بخاک خفته واز پیدا کردن راه حلهای مناسب ٰ غرض پایان دادن به اختلافات موجود رفقا وانتخاب یک رهبری سالم ٰ مبارز وفعال درداخل وطن که بتواند ٰهمه احزاب ٰ حلقات وشخصیتهای تا هنوز بی ارتباط از لحاظ تشکیلاتی را متحد سازد ودارای قدرت جاذبه باشد وحد اقل اتوریتهء طبیعی داشته باشد ٰ صحبت کردیم .

از رفقای زیادی نام برده شدٰ از مشکلات شخصی وسیاسی متعدد یاد آوری گردید ودرختم این صحبت وقصه ٰ من که از طرف تعدادی از رفقای اروپا وظیفه گرفته بودم ٰ تا پیشقدم شدن خود رفیق سربلند را مطرح سازم ٰ فضا را مناسب دیده ٰ گفتم : رفیق سربلند :( تعدادی از رفقا در اروپا مرا وظیفه داده اند ٰ تا از شما بخواهم که برای متحد شدن این رفقا ٰ بنابر وزنهء سیاسی تان ٰ عدم وابستگی تان به فرکسیونها وبرخورداری از احترام اکثریت رفقای همه گروه ها وفرکسیونهای حزبی وسائر مواصفاتی که {درآنجا وآنوقت ضرور بود} از آنها یادنمایم ٰ رفیق سربلند را مورد خطاب قرار دادم وتقاضای حرکت شان را دراین استقامت نمودم).

رفیق سربلند با خنده وبرسم همان کاکه گیهای همیشگی  ٰعینکهایش  را جابجا کرده گفت : (بسیار دیر شده ٰ بسیار خرابی صورت گرفته است ٰ خود ما درحق حزب ونظام جفا کردیم وحال صدها رهبر پیدا شده است ٰ جمع کردن این رفقا سخت است ٰ شاید کسانی تحمل مرا نیز نداشته باشند ٰ من مستقل بودم وتعدادی  شاید گپهایی داشته باشند ویا بزنند ٰ من درضمن توان این کارهارا ندارم ٰ باید چنین نمیشد که شد.).

من ٰ درجواب رفیق فقید ما گفتم که رفیق سربلند ٰ شما نباید از این درخواست ما شانه خالی کنید ٰ حزب درمجموع درحالت بسیار بد قرار دارد ٰ وما هرگز نمیتوانیم در موجودیت ده ها گروه وحلقه ٰ حزبمان را چنین پارچه پارچه و دروطن کم اثر ببینیم . آخر این حزب ۴۵ سال سابقه دارد و۱۴ سال حکومت کرده وسه سال از خود نیروی بزرگ خود کفایی وتوان دفاع مستقلانه را دربرابر عظیم ترین یورشها وتجاوزات خارجی علیه  پاکستان ومجموع دشمنان داشته است ٰ چطور این حزب را دراین حالت بگذاریم. رفیق سربلند ٰ ازمن پرسید که ( دراینصورت چی کنیم ورفقاییکه شما از آنها نام میبرید ٰ چی پیشنهاد ونظر دارند.؟) من درجواب گفتم : که فلان وفلان رفیق و...( که اکر این یادداشت مرا بخوانند ٰ توظیف شدن مرا تصدیق میکنند )از شما میخواهیم که با همه مسوولین احزاب وگروه های رفیق بدون استثنا صحبت کنید وهمه را تشویق به مشارکت دریک نشست همگانی حزبی بسازید وتا رسیدن توافق ٰ خود شما این پروسه را تحت کنترول تان بگیرید ورهبری کنید ٰ زیرا ٰ شما از حمایت طیف وسیعی از کادرهای حزبی برخوردار هستید.

رفیق سربلند ٰ همچنان اظهار بی میلی میکرد ومیگفت که تماس میگیریم ودر روزهای بعدی دراین مورد باهم صحبت میکنیم. روزهای بعد  وایام بعدی ورفت وآمدهای من بخانهء ایشان ٰ انتظارات مارا برآورده نتوانست  ٰ رفیق سربلند از خستگی وناتوانی جسمی صحبت میکرد و........  ٰ اما ٰ دریکی از روزها وعده کرد که حتماء سفری به اروپا خواهد داشت واولاء باید کادرهای خارج وطن را که سابقه دارترین حلقات رهبری کنندهء حزب ودولت ما بوده اند ٰ دراین مورد قناعت بدهیم وبشنویم.

من با خرسندی از پیش شان رخصت شدم ودوقطعه عکس یادگاری بدون تشریفات معمول (لباس ومنظره) از ایشان وبا ایشان گرفتم وبسوی کارم روانه شدم.اما ٰ بادریغ وافسوس که آن وعده وآن خواست ما عملی نشد ورفیق سربلند مجال تحقق وعده اش را برای تاءمین ارتباط با رفقا وکمک به امر وحدت حزب چندین پارچه شده ء ما ٰپیدا نکرد ٰ واینک ٰ با صدها آه وحسرت که رفیق سربلند ٰ یکی از بهترین های ما ویکی از امیدهای ما ٰ دیگر درمیان ما نیست وتنها افتخارات ٰ کارنامه ها ٰ مردیها واخلاق حمیده وحزبیت ناب ایشان بحیث میراث گرانبها ٰ برای ما باقی مانده است.

روحت شاد وخاطراتت جاودان باد ٰ ای رفیق عزیز وفقید ٰ ای ٰ سربلند ِ وطن ما !









۱۳۹۰ تیر ۴, شنبه

درگذشت رفیق سربلند ،شخصیت مهم سیاسی ومبارز را بهمهءشما،تسلیت میگوییم!

آخرین عکس رفیق فقید سربلند را که دراپارتمان مکروریان از ایشان گرفته بودم 
 

رفقای عزیز !

درگذشت رفیق سربلند ،شخصیت ممتاز سیاسی وبهترین رفیق حزبی مان رابهمهء

 شما،تسلیت میگوییم! 

تبصره درمورد شخصیت باارزش رفیق سربلند - بعداء

تقدیم تان می گردد.

(پرشور)

 


عکس یادگاری با عزیزی که چشم بروی زندگی بست. دروطن ما میگویند: این ((شتر سفیددر پشت درواز های همه ٰ  زانو خواهد زد )) ٰ خوشا بحال کسانی که آسمان را مطابق دید تنگ خود شان  کوچک نمی بینند وآماده میگردند تاقبل از آمدن آن شتر بهعقب دروازه های خانه های مان ٰبدیگران حق زندگی وداشتن حق ابراز نظروداشتن  شخصیت مستقل وحقوق کامل انسانی قائل گردیم؛ حتی به مخالفین ودشمنان ما.